الفيض الكاشاني

52

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ترس و هراسند حاضر مىسازد ، و به همين گونه به هر سو مىكشاند تا وى را در ميان بهشت با روح و ريحان و راحت و رضوان جاى دهد و يا او را در تنگناى جهنّم و دركات آتش با رسوايى و خوارى و محروميّت و سرافكندگى زندانى گرداند . كاش مىدانستم در نزد ابله غافل و سفيه جاهل چگونه ممكن و قابل تصوّر است ميان خالقى كه او را توصيف كردم و مخلوقى كه ذكر كردم مشابهت و همانندى وجود داشته باشد ، چه رسد به ارباب دل و صاحبان خرد و فهم . خداوند بسيار برتر است از آنچه ستمكاران و مشركان و مشبّهه و ممثّله و معطّله مىگويند . آرى حكمت ازلى و ارادهء خداوندى اقتضا كرد اشيايى را ايجاد و ابداع و اختراع كند . از اين رو اصناف آفريدگان و انواع جانداران را بر وفق مراد و مشيّت خود آفريد ، بى آن كه در ساخت عالم كون و فطرت سابقه و نمونه‌اى وجود داشته باشد . از ميان آنها آدميان را پيش از وجود طاعت و معصيت بر دو قسم قرار داد : يكى شقاوت پيشگان و گمراهان و ديگرى سعادتمندان و هدايت يافتگان . سعادتمندان را در اين زندگانى دنيا به نور معرفت و ايمان روشنى بخشيد و شقاوت پيشگان را در امواج ظلمت و كفر و طغيان رها كرد . سپس در فرداى قيامت و در مقام لقا و رؤيت ، اين نور و روشنى را براى اهل سعادت به كمال مىرساند ، چنان كه بدان اشاره كرده و فرموده است : نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا « 1 » ، چه اكمال نور جز در زيادتى كشف مؤثّر نيست . از اين رو تنها كسانى به درجهء رؤيت و نظر مىرسند كه در دنيا عارف باشند ، زيرا معرفت بذرى است كه در آخرت مبدّل به مشاهده مىشود همان گونه كه هسته به درخت ، و تخم به زرع مبدّل مىگردد . كسى كه هسته‌اى در دست ندارد ، چگونه مىتواند داراى درخت خرما شود ، و آن كه تخمى نكشته چگونه ممكن است زراعتى به دست آورد . همچنين كسى كه در دنيا خداوند را نشناخته چگونه ممكن است او را در آخرت ببيند . و چون معرفت داراى درجات متفاوتى است تجلّى نيز داراى درجات مختلفى مىباشد . اختلاف تجلّى در مقايسه با اختلاف درجات معرفت مانند تفاوت نباتات با تفاوت بذرهاست ، چه نباتات و بذرها ناگزير به سبب كثرت و قلّت و خوبى و بدى و قوّت و ضعف اختلاف دارند . چنان كه در اين دنيا مىبينى بعضى لذّت رياست را بر نكاح و طعام ترجيح

--> ( 1 ) تحريم / 8 : . . . نور آنها از پيشاپيش آنها و از سوى راستشان در حركت است ، مىگويند پروردگارا ! نور ما را كامل كن . . . .